آراد نهایت عشق ما

خاطرات ارزنده ترین هدیه خداوند

وبلاگ جدیدم

سلام دوست جونیا من یه وب با اسم آراد جون درست کردم و از این به بعد همه مطالبم رو اونجا آپ میکنم به آدرس جدید من سر بزنید مرسی www.aradjoon.niniweblog.com ...
14 مهر 1390

آرادم فقط 60 روز دیگه مونده

سلام آرادم سلام پسر قشنگم الهی مامان فدات شه خیلی شیطونی میکنی عزیزم از دیروز  تا امروز صبح نمیدونم دستت بود یا پات که گذاشته بودی سمت چپ شکمم و به طور وحشتناکی فشار میدادی احساس میکردم الان شکمم پاره میشه و میپری بیرون قند عسلم مامان جان نکنه جات تنگه الهی فدات شم قربونت برم  گل پسرم مگه اون تو چه خبره ؟؟؟؟؟؟ فکر کنم داری فوتبال بازی میکنی مامان جان؟؟؟ آره عزیزم؟؟؟؟!!!!!!   دردونه من فقط 60 روز دیگه مونده تا ببینمت ، تا بغلت بگیرم وایییییییییییی خیلی خوفههههههههه عاشقتم مامانی من و بابا بی صبرانه روز شماری میکنیم ...
12 مهر 1390

آرادم فقط 60 روز دیگه مونده

سلام آرادم سلام پسر قشنگم الهی مامان فدات شه خیلی شیطونی میکنی عزیزم از دیروز تا امروز صبح نمیدونم دستت بود یا پات که گذاشته بودی سمت چپ شکمم و به طور وحشتناکی فشار میدادی احساس میکردم الان شکمم پاره میشه و میپری بیرون قند عسلم مامان جان نکنه جات تنگه الهی فدات شم قربونت برم گل پسرم مگه اون تو چه خبره ؟؟؟؟؟؟ فکر کنم داری فوتبال بازی میکنی مامان جان؟؟؟ آره عزیزم؟؟؟؟!!!!!! دردونه من فقط 60 روز دیگه مونده تا ببینمت ، تا بغلت بگیرم وایییییییییییی خیلی خوفههههههههه عاشقتم مامانی من و بابا بی صبرانه روز شماری میکنیم ...
12 مهر 1390

ورودت به هشت ماهگی مبارک

نفسم سلام   دلبندم امروز صبح موقع صبحانه فهمیدم که شما 2 روزه رفتین تو هشت ماه   من فکر میکردم پایان هفته 32 هفت ماه تمام میشه اما خاله فاطی گفت پایان هفته 31 میدونی که مامان خانم یه خورده .....   عزیزم مبارکت باشه فقط 9 هفته دیگه مونده    ووییییییییییی یه جوریم شد   عشقم دیشب خاله فاطی  و عمو خونموم بودن شام هم رفتیم بیرون دیگه اصلا حوصله غذا درست کردن    ندارم خیلی زود خسته میشم   شما دیشب کلی خود نمایی کردی و حسابی وووول خوردی و فاطی جون میدیدت و ذوق میکرد عمرمونی عشقم      ...
9 مهر 1390

ورودت به هشت ماهگی مبارک

نفسم سلام دلبندم امروز صبح موقع صبحانه فهمیدم که شما 2 روزه رفتین تو هشت ماه من فکر میکردم پایان هفته 32هفت ماه تمام میشه اما خاله فاطی گفت پایان هفته 31 میدونی که مامان خانم یه خورده ..... عزیزم مبارکت باشه فقط9 هفته دیگه مونده ووییییییییییی یه جوریم شد عشقم دیشب خاله فاطی و عمو خونموم بودن شام هم رفتیم بیرون دیگه اصلا حوصله غذا درست کردن ندارم خیلی زود خسته میشم شما دیشب کلی خود نمایی کردی و حسابی وووول خوردی و فاطی جون میدیدت و ذوق میکرد عمرمونی عشقم ...
9 مهر 1390

اولین سفر

مامان جونی الهی قربونت برم الان که داشتم فکر میکردم یادم اومد که امسال عید لحظه تحویل سال تو هم با من و احسان جون بودی واسه همین عکسش رو میگذارم تا اولین عکس سه نفرمون رو ببینی نگاه کنکه چقدر خوش عکسی البته میدونم چون خودت خوشگلی جیگرم عزیز دلم البته مادر جون و عمه ملیکاو عمو عرفان همپیشمون بودن الهی فدات شم واسه عیدی بابایی بهمون بلیط دبی داد دست بابایی و مامانی درد نکنه اینم اولین سفرسه نفرمون دورت بگردم اینم یه عکس با بابایی و مامانی در واقع این اولین سفر 5 نفرمونه ...
9 مهر 1390

عروسی

سلام عشقم عزیز دلم 5 شنبه رفتیم عروسی خاطره (دختر عمه مامان) خوش گذشت وایییییییی شیدرخ رو هم دیدم نمیدونی چه جیگری شده بود یادم رفت ازش عکس بگیرم حتما عکسشو میذارم راستی عکس هم گرفتیم که خیلی خوشگل شد ایشالا چاپ شد میذارم عاشقتیم عزیز دلم فونت زيبا ساز ، نایت اسکین ...
9 مهر 1390

خاطرات گذشته

سلام قند عسلم سلام 1300 گرمی من عزیز دلم امروز رفتم پیش خانم دکی و دوباره صدای گوشولوت رو شنیدم خانم دکی گفت معلومه که خیلی وروجکی عمر من امروز یه سونو داشتم که وزنت رو 1300 گرم نشون داد الهی مامان فدات شه مامان اصلا باورم نمیشه که اینقدر زود گذشت به گذشته که نگاه میندازم دلم تنگ میشه نفسم قبل از هفته بیستم هی تقویم رو چک میکردم و تو نی نی سایت بارداری هفتهبه هفته رو میخوندم و میگفتم کی میشه که برسم به اون هفته های آخر عسلم امروز واسه بار هزارم هفته 31 رو خوندم و دیدم تا هفته 40 چیز دیگه ایی نمونده یه باره دلم تنگ شد واسه روزا و ماههای اول قشنگ من خیلی همسفر خوبی هستی شاید واسه همین از همین الان دلتنگ اون روزام خاله نادی...
9 مهر 1390

صدای زندگی

سلام آرادم مامانی بالاخره صدای قلب کوشولوت آپلود شد عاشقتیمممممممممممممم ...
9 مهر 1390

آز دیابت

سلام قند عسلم سلام تاج سرم 5شنبه رفتم آز دیابت دادم 1 ساعت هم اونجا بودم بعدشم با یه شربت قند ازم پذیرایی کردن دیشب با احسان جون رفتیم جواب آز دیابت رو گرفتیم به خاله منا زنگیدم و کلی راهنماییم کرد و بهم اس ام اس داد و دلدریم داد( مرسی منا جونم) اما یه کمی نگرانم احسان جون میگه نگران نباش اگه منم یه قند بخورم قندم میره بالا چه برسه به یه لیوان شربت قند اما عسلم روند آزمایش اینجوریه حتما حکمتی داره انشاالله یکشنبه میرم پیش خانم دکی و امیدوارم چیزی نباشه دعا کن شکلات من راستی پسرم الان دیگه حرکاتت خیلی مشخص شده و من جابجایی شکمم رو به طور واضح میبینم و کلی ذوق میکنم 1 شنبه شب نشسته بودم که یه دفعه دیدم چنان ضرباتی ...
9 مهر 1390